وب‌نگاشته‌های شفیعی‌مطهر

بخشی از آثار،مقالات،سروده‌ها و تالیفات شفیعی‌مطهر

وب‌نگاشته‌های شفیعی‌مطهر

بخشی از آثار،مقالات،سروده‌ها و تالیفات شفیعی‌مطهر

انتشار مقالات،سروده‌ها و معرفی آثار و تالیفات سیدعلیرضاشفیعی‌مطهر

بایگانی

مرگ،برگی از کتاب« زندگی»

جمعه, ۶ آذر ۱۳۹۴، ۰۸:۰۵ ب.ظ

#دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(117)



 مرگ،برگی از کتاب« زندگی»



 من مرگ را دیدم ،نه با هیئتی «زشت»،که در کسوتی« خوش سرشت».

سیمایی دیدم که نه واپسین برگ کتاب« زندگی» ، 

که آغازین بارقه آفتاب« ارزندگی» بود. 

انبانش انباشته از جوانه های« هستی» و شکوفه های« سرمستی» بود 

و خندان و بانشاط بر تارک هستی «می درخشید»

و شیفتگان عشق را سرمستی «می بخشید». 

...و مولانا چه زیبا مرگ را توصیف کرد:

مرگ اگر مرد است گو نزد من آى   

تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ 


من از او عمرى ستانم جاودان      

  او ز من دلقى ستاند رنگ رنگ

#شفیعی_مطهر

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۹/۰۶
سید علیرضا شفیعی مطهر

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی